اعتقاد شخصی من هم این است که عالی ترین یا به تعبیری درست ترین نوع دعا آنی است که:

۱- از دل برخیزد و با تمام وجود همراه باشد.

۲- شامل مفاهیم عالی و فراتر از خواسته های صرفاْ مادی یا شخصی باشد.

۳- مستقیماْ آن را از خدا خواست.

اینکه می بینیم که معصومین به خواندن برخی ادعیه همانند زیارت عاشورا یا ... سفارش کرده اند ٬ تکرار طوطی وار آنها بدون درک مفهوم حقیقی شان نیست.بلکه آشنایی با مفاهیم عمیق نهفته در آنها و کمک به تکامل و رو بسوی درست تر رفتن می باشد. اما در عین حال نمی توانیم کسی که حاجات دم دستی و ظاهراْ کم ارزش شخصی را از خدا می خواهد سرزنش نمود و آنرا غلط انگاشت٬ زیرا همانطور که گفتم ایمان و به تبع آن دعا تابعی از وسع انسان است.

اما در مورد اینکه چرا توسل به ائمه جای ارتباط مستقیم با خدا را گرفته است ٬ با شما موافقم از این سو که بهترین گونه دعا دعای بی واسطه است اما در عین حال توسل را درجه ای پایین تر از ارتباط بی واسطه می دانم و آنرا در راستای متفاوت بودن درجات ایمان یا دعا ارزیابی می کنم.فکر می کنم بحث بر سر درست یا غلط بودن نباشد٬ بلکه درست و درست تر بودن ملاک است. البته کتمان هم نمی کنم که شاید در مساله توسل گاهی برخی افراد از مسیر تکاملی درست به درست تر منحرف می شوند. یادم می آید چند سال پیش با دوستی در مورد توسل صحبت می کردم.او برای مصداق آوری برای کلامش رئیس اداره ای را مثال زد که چون دسترسی به او برای یک فرد عادی مشکل است ٬ پارتی بازی یا دیدن معاون رئیس ( که قابل دسترس تر است) مشکل را راحت تر حل می کند.در جواب به او گفتم ه خدای ناظر و حاضر در همه جا با رئیس محدود به زمان و مکان متفاوت است و ... عده ای نیز شاید رحمت ائمه را بیشتر از رحمت خدا می دانند که این هم نوعی انحراف از آن مسیر تکامل است.البته ریشه یابی این مساله در حد و اندازه من نیست.اما شاید تاثیر گذاری آئین یهود بر اسلام مسبب این تفکر بوده است.ادیان برای تعادل و تکامل بشر به میدان آمدند.قوم بنی اسرائیل مردمانی بسیار بی قید و بند و لا ابالی داشت و دین یهود برای تعادل بخشی به این قوم بسیار سختگیر به میدان آمد.خدای یهود ( یهوه ) خدایی عادل و فاقد گذشت است و نسبت دادن رحمت به او بی معنی می نمود.اما وقتی در قرآن آغاز تمامی سوره ها با بسم الله الرحمن الرحیم است (در حالیکه خدا صفات بسیاری دارد که بسیاری دلالت بر قهر و عدل خدا دارد ) دلیلی برای اندیشه بیشتر است. روزنامه شرق در جایی به نقل از دکتر محسن کدیور مطلب جالب نقل می کند که می تواند مجالی برای اندیشه باشد: 

 محسن كديور  به نقد «ديندارى شيعيان و ايرانيان» در حال حاضر پرداخت و از نوعى «ديندارى نامتوازن» در حال حاضر سخن گفت: «يكى از مصاديق جابه جايى دو مفهوم دينى است و آن اينكه «شفاعت» به جاى «توكل» نشسته است. توكل جزء متن اصلى دين و شفاعت از محورهاى فرعى دين است. البته شفاعت واقعيت مسلم اسلامى است اما نبايد بر جاى «توكل» بر خدا بنشيند. ما بايد به اين سئوال پاسخ دهيم كه شيعه اهل توكل است يا شفاعت؟»
او با سئوالى ديگر به ادامه بحث خود پرداخت كه «چرا آنقدر سايه شفاعت گسترده شده كه بر توكل به خداوند رجحان داده شده است؟»: «در قرآن كريم توكل برجسته تر است.»
كديور ادبيات و ادعيه مستند ائمه را همچون نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و دعاى كميل را ملاك ديندارى متوازن دانست: «در تمام كاكل اين ادعيه و گفتارها، تضرع بر بارى تعالى دور مى زند. اينجانب بنابر كار آمارى كه بر روى صحيفه سجاديه - زبور آل محمد - انجام داده ام شفاعت به توكل، يك به ده هزار است.» او به توصيه اى از حضرت على(ع) نسبت به امام حسن مجتبى(ع) در نهج البلاغه اشاره كرد و آن توصيه را ملاك دعاى واقعى ذكر كرد و از برخى ادعيه انتقاد كرد و از قرائت «صحيفه سجاديه» در مقابل مفاتيح دفاع و دعايى از صحيفه سجاديه را قرائت كرد.
محسن كديور در پايان ادعيه صحيفه سجاديه را مانيفست و مرامنامه اخلاقى شيعيان ناميد و گفت: «بر اقيانوسى از مكارم نشسته ايم .»

شیعیان به غیبت امام زمان (عج) اعتقاد دارند.حال اگر فردی غیر مسلمان از یک شیعه در مورد غیبت امام زمان و اینکه چگونه یک انسان می تواند صدها سال زندگی کند ٬ بنظر شما چه جوابی خواهد شنید؟ جواب خود شما به آن فرد غیر مسلمان چه خواهد بود؟ آیا فکر می کنید جواب شما برای او منطقی خواهد بود؟ آیا از ترس اینکه جوابتان برای آن فرد غیر مسلمان غیر منطقی باشد و انگ بی منطقی به اسلام بخورد از اعتقادتان دست برمی دارید ؟ آیا شما شرایط بدنامی اسلام را فراهم آورده اید؟حداقل من صحت بسیاری از این ادعیه را تجربه کرده ام٬ آیا شما وجود امام زمان را تجربه نموده اید؟ یا اینکه صرفاْ یک اعتقاد تجربه ناشدنی است؟ پاسخ من به یک فرد غیر مسلمان در مورد امام زمان (عج) تعلق خواست خدا بر طولانی شدن عمر ایشان تا زمان ظهور است. این اعتقاد من است و از همه مهمتر تاثیرات مثبتی بر زندگی و عملکردم در جامعه و بر زندگی دیگران ( و لو بسیار اندک ) دارد.

همانطور که اشاره کرده بودم هدف از ایجاد  این وبلاگ ذکر ادعیه خاص عمدتاْ مبتنی بر آیات قرآن و اسمائ الهی بوده است. و ذکر کرده بودم که پرداختن به مطالب متعالی تر قرآن ( که صد البته بسیار فراتر از این ادعیه است)٬ در حد و اندازه من نیست.

همین چند روز پیش بود که خانمی برایم ایمیلی ارسال نمود و از دستورالعمل کاریابی قرآنی تشکر نمود و گفته بود که این روش را انجام داده و جواب مثبت هم گرفته است.بیکاری و مفاسد آنرا در نظر داشته باشید.آیا می بایست از ترس اینکه یک غیر مسلمان از مطالعه مطالب وبلاگم دین اسلام را دین بی منطقی بداند ( با معیار منطق ناکامل خودش) می بایست دست از گره گشایی از کار عده از بندگان خدا بردارم؟

سوء برداشت از اسلام را بن لادن ها و الزرقاوی ها به وجود می آورند...سوء برداشت از اسلام ناشی از جواب دادن اندیشه با مشت و لگد و چوب و چماق است ... از اسیر قمه و زنجیر شدن در محرم و فراموش کردن دلیل قیام عاشوراست ....

می گویند سالها پیش مستشرقی از مغرب زمین به بازدید از کشورهای اسلامی و مطالعه در اسلام و مسلمانان پرداخت.نهابتاْ مشاهدات خود را اینگونه بیان نمود که:

اسلام دین رحمت و کمال و زیبایی است و هر عیبی که وجود دارد از مسلمانان است!

         اسلام به ذات خود ندارد عیبی               هر عیب که هست از مسلمانی ماست

جبران خلیل جبران در بوستان پیامبر می نویسد:

حق دو مرد می خواهد ٬ یکی آنکه بیانش کند و دیگری آنکه حق را بفهمد.

به امید اینکه همه ما جزو مردان حق باشیم.انشاء الله

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 18:57 توسط حسین |