عزت رزمنده مجروح

عزت رزمنده مجروح

يكي از جوانمردان، در يكي از جنگها ، مجروح شد و بستري گشت، به او گفتند: «فلان تاجر ، داروي شفابخش دارد، از او درخواست كن ، شايد با استفاده از آن دارو، سلامتي خود را بازيابي.»

ولي آن تاجر، به بخل، شهرت داشت ، و معلوم نبود كه آيا تقاضاي مجروح را برمي آورد يا نه؟

جوانمرد مجروح گفت: اگر از آن تاجر بخيل درخواست دارو كنم ، چند احتمال وجود دارد : 1- دارو را ندهد. 2- دارو را بدهد. 3- وقتي دارو را داد به حال من نافع نباشد. 4- به حالم نافع است. در ميان آن همه احتمال، نوشداروي او زهر كشنده است

هرچه از دو نان به منت خواستي          در تن افزودي و از جان كاستي
و از سخنان بلند معناي حكيمان است: في المثل «اگر آب حيات (زندگي دائم) را به «آبرو» بفروشند، انسان دانا، مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت، ترجيح مي دهد.»

اگر خنظل خوري از دست خوشروي                                 به شيريني از دست ترشروي


 

مردي در سايه عرش

مردي در سايه عرش

حضرت موسي (ع) مشغول مناجات و راز و نياز با خدا بود، و در اين حال مردي را در سايه عرش الهي ديد (كه بر اثر عظمت مقام به آن بارگاه ملكوتي بار يافته است)، عرض كرد: «خدايا اين مرد كيست كه سايه عرش تو ، بر او افكنده شده، و او مشمول اي نعمت عظيمي شده است.»

خداوند در پاسخ او فرمود: اين مرد داراي دو خصلت بود: «1- نسبت به پدر و مادرش نيكي مي كرد. 2- سخن چين نبود، و به اين عنوان بين مردم راه نمي رفت» ، آري او به خاطر اين دو خصلت به اين مقام ارجمند نائل شده است

محمد محمد اشتهاردی

درمان آلرژي گلو

به نام خدا

اجازه نده آنچه نمي تواني انجام دهي ،بر آنچه مي تواني انجام دهي تاثير بگذارد.

درمان آلرژي گلو

نسخه اول:

̶            500 گرم گل گاوزبان

̶            200 گرم گل ختمي

̶            200 گرم مرزنجوش

̶            30 گرم اسطوخودوس

̶            30 گرم گل بابونه

̶            20 گرم پنيرك

 

طرز مصرف:

روزانه، يك چنگه از گياهان فوق را در قوري چيني بريزيد و 3 ليوان آب به قوري اضافه كنيد و به مدت 3 دقيقه بجوشانيد و 30 دقيقه دم بكشانيد و بعد از صاف نمودن هرگاه ميل داشتيد بياشاميد.

درمان خونريزي گلو

به نام خدا

آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند جنایتکار است.

درمان خونريزي گلو

نسخه اول:

به مدت يه هفته روزانه يك مثقال گلنار فارسي را بجوشانيد و بعد با تنظيف صاف كنيد و غرغره نماييد.

 

نسخه دوم:

پوست انار شيرين را بجوشانيد و از صافي بگذرانيد و سپس مقداري گلنار فارسي را پودر نموده و به آن اضافه كنيد و گهگاه غرغره نماييد.

 

نسخه سوم:

2 مثقال گل ختمي – مقداري گلنار فارسي – نشاسته – سماق

طرز مصرف:

گل ختمي را بجوشانيد و بقيه مواد را در آن مخلوط نموده، و بر روي گلو بماليد.

درمان گوآتر

به نام خدا

در مواقع فشارکاري و استرس، زمان بيشتري را با کارکنان خود بگذرانيد و با صحبت‌هاي نشاط‌بخش در آن‌ها انرژي ايجادکنيد.

 

درمان گوآتر

نسخه اول

̶            700 گرم گل گاوزبان

̶            100 گرم ريشه شيرين بيان

̶            300 گرم عناب

̶            25 گرم اسطوخودوس

̶            700 گرم بومادران

̶            20 گرم مرزنجوش

̶            25 گرم گل بابونه

 

 

 

طرز مصرف:

ريشه هاي شيرين بيان و عناب ها را نيم كوب كنيد و با بقيه گياهان فوق مخلوط كنيد و بعد روزانه 6 قاشق غذاخوري از آنها را در 4 ليوان آب به مدت 3 دقيقه در قوري چيني بجوشانيد و نيم ساعت دم بكشانيد و سپس با تنظيف صاف كنيد و آب باقي مانده را هرگاه خواستيد ميل كنيد.

 

نسخه دوم

روزانه در سه وعده (صبح ، ظهر ، عصر) به اندازه يك استكان عرق شنبليله

نصيحت مرغك

نصيحت مرغك

شخصي مرغكي را صيد كرد و او را در قفس انداخت،پس از مدتي ، مرغك به صياد گفت: من يك مرغ ضعيف هستم ، و گوشت چنداني ندارم كه تو بخوري، تو گوشت گاو و گوسفند و شتر خورده اي، از آنها سير نشده اي، از خوردن گوشت من نيز سير نمي شوي، بنابراين بيا و جوانمردي كن و مرا آزاد نما، و اگر مرا آزاد كني ، سه پند به تو مي آموزم، يكي آن هنگام كه در دست تو هستم، يكي آن هنگام كه روي ديوار هستم، و سومي آن هنگام كه بر شاخه درخت نشسته ام.

صياد گفت: بسيار خوب، آن مرغك را از قفس بيرون آورد و به دست گرفت، مرغك پند اول خود را چنين بيان كرد: «هيچ گاه چيز محال را باور مكن»

صياد مرغك را آزاد كرد، مرغك پريد و روي ديوار نشست، و پند دومش را چنين بيان كرد: «هيچ گاه بر گذشته ، افسوس مخور».

سپس از روي ديوار به سوي درخت پريد، روي شاخه آن نشست، و نخست خواست، صياد را امتحان كند كه آيا به دو پندش گوش داده و آن دو پند را پذيرفته است، تا پند سوم را بگويد، يا نه؟ به صياد گفت: «در درون من ده سير طلا و يك در بي نظير بود، تو با آزاد كردن من ، آنهمه طلا و ثروت را از دست دادي!!»

صياد با شنيدن اين سخن، آه كشيد و افسوس و ناله اش بلند شد كه به گفته مولوي:

          آن چنان كه وقت زادن حامله                               گشت غمناك و همي گفت: آه ، آه 

          ناله دارد، خواجه شد در غلغله                             اين چرا كردم كه شد كارم تباه
مرغك به او گفت: «مگر تو را نصيحت نكردم كه برگذشته ، غم مخور، پس چرا آه و ناله مي كني» وانگهي در پند دوم به تو گفتم : «هيچگاه محالي را باور مكن، من همه وزنم سه سير بيشتر نيست، چگونه ده سير طلا در اندرون من ميباشد؟!»

صياد به خود آمد و خواهش كرد كه مرغك، پند سومش را بگويد:

        خواجه باز آمد بخود، گفتا كه هين                   گفت: آري خوش عمل كردي به آن
       اين بگفت و بر پريد و شاد رفت                        پند گفتن با جهول خوابناك
      چاك حمق و جهل نپذيرد رفو                            زانكه جاهل، جهل را بنده بود
      بازگو پند سوم اي نازنين                                  تا بگويم پند سوم رايگان
     سوي صحرا سرخوش و آزاد رفت                   تخم افكندن بود در شوره خاك
     تخم حكمت كم دهش اي نيك خو                    چونكه تو پندش دهي او نشنود

تفاوت زن و مرد در یک طنز

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي استكه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.
بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.
فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.
دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.
حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.
خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.
بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.
آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.
آدرس‌يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."
پذيرش‌اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.
لباس‌شيك‌پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.
شستن‌لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."
اسباب‌بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.
گل‌و‌گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.
سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي‌مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت‌صورتحساب‌ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يك مرد 2000 تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو‌مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.

داستان خط نوشتن حسن و حسين

داستان خط نوشتن حسن و حسين

آن هنگام كه سر بريده امام حسين (ع) را شام نزد يزيد بردند، سفير شاه روم در مجلس يزيد حاضر بود، وقتي كه صاحب سر را شناخت ، متأثر شد و گريه كرد و خاطره اي از كودكي امام حسين (ع) را براي يزيد نقل نمود، گفت: من (به عنوان تجارت) به مدينه رفته بودم، روزي در مسجد بودم ناگاه ديدم حسن و حسين (ع) به حضور پيامبر (ص) آمدند، حسين گفت: اي جد بزرگوار، من با برادرم  حسن (ع) كشتي گرفتم، هيچ يك از ما نتوانستيم بر ديگري پيروز گرديم ، اكنون آمده ايم از شما بپرسيم كه كدام يك از ما بر ديگري افزونتر است؟

پيامبر (ص) فرمودند: مسابقه كشتي گرفتن شايسته شأن شما نيست، برويد هر كدام چند سطر بنويسيد، خط خد را نزد من بياوريد تا بگويم خط كدام يك از شما زيباتر است ، چرا كه هر كس خطش نيكوتر است، نيروي او بيشتر مي باشد.

آنها رفتند و هر كدام جداگانه خطي نوشتند و به محضر رسول الله (ص) آوردند، پيامبر (ص) ساعتي بر آن خط ها نگاه كرد و نخواست دل هيچ كدام از آنها را شكسته شود، به آنها فرمود: «نزد پدرتان برويد تا او قضاوت كند كه خط كدام يك از شما زيباتر است.»

آنها به سوي پدر روانه شدند، من ديدم پيامبر (ص) همراه سلمان، پشت سر آنها حركت كرد . بين من و سلمان رابطه دوستي و برادري بود، بعداً به سلمان گفتم: تو را به حق برادري كه بين ما هست، علي (ع) در مورد خط حسن و حسين (ع) چگونه قضاوت كرد؟

سلمان گفت: علي (ع) خط آنهارا ديد  و ساعتي فكر كرد و ديد اگر بگويد : خط حسن زيباتر است، حسين (ع) غمگين مي گردد ، و اگر بگويد خط حسين (ع) زيباتر است ، حسن (ع) غمگين مي گردد، فرمودند: نزد مادرتان برويد تا او قضاوت كند ، نزد مادرشان رفتند و صفحه نوشته شده را به او نشان دادند و جريان را بازگو كردند.

حضرت زهرا (ص) با خود فكر كرد كه جد و پدر آنها نخواست دل آنها را بشكند، من چگونه قضاوت كنم، به آنها فرمودند: اي نور چشمان من ، بند گردنبند خودم را بر سر شما مي بُرم ، و در نتيجه دانه هاي گردنبند بر زمين پخش مي شود ، شما آن دانه ها را بچينيد ، هر كدام از شما بيشتر برچيديد خط او بهتر است و نيرويش بيشتر ميباشد.

در آن گردنبند هفت دانه مرواريد بود ، فاطمه (ص) برخاست و بندگردنبند را بالاي سر آنها بريد و حسن و حسين (ع) براي چيدن دانه ها به تكاپو افتادند ، سه عدد را حسن (ع) و سه عدد را حسين (ع) بر چيدند. يك دانه مانده بود، همان هنگام خداوند به جبرئيل فرمان داد به زمين برو وبا پر خود آن يك عدد مرواريد را به دو نيم كن.

جبرئيل اين مأموريت را بي درنگ انجام داد ، حسن (ع) نيمه آن و حسين (ع) نيمه ديگر آنرا برداشت.

اي يزيد بنگر كه رسول خدا (ص) و علي (ع) و فاطمه (ص) نخواستند دل حسين و حسن (ع) را بشكنند و حتي خداوند بزرگ، نخواست دل هيچ يك از آنها را بشكند، لذا چنان دستوري به جبرئيل داد . ولي تو با پسر دختر پيامبر (ص) چنين مي كني؟ «اي يزيد واي بر تو و بر دين تو باد»

سپس آن سفير روم كه به ظاهر مسيحي بود به سوي سر بريده امام حسين (ع) حركت كرد ، آن را برداشت و به بغل گرفت و مي بوسيد و گريه مي كرد و مي گفت: « اي حسين در محضر جدت رسول خدا (ص) و پدرت علي (ع) و مادرت فاطمه (ص) براي من گواهي بده، كه از شأن تو دفاع نمودم»

ناگفته نماند كه در مورد اين مسيحي نقل شده است همان هنگام كه در مدينه بود در خفا قبول اسلام كرد و به روم بازگشت ، و چندين سال براي حفظ جان خويش ، اسلام خود را پنهان مي داشت، نام او عبدالشمس (بنده خورشيد) بود، پيامبر (ص) نام او را به عبدالوهاب تغيير داد ، و در دستگاه قيصر روم تا به مقام وزارت رسيد.

 

شعار انقلابي بهلول بر ديوار كاخ

 

شعار انقلابي بهلول بر ديوار كاخ

 

بهلول بن عمرو، از شاگردان برجسته امام صادق (ع) از اهالي كوفه بود، و در ماجرايي براي دوري از دستگاه قضايي هارون الرشيد ، به دستور محرمانه امام كاظم (ع) براي حفظ جا خويش، تظاهر به ديوانگي مي كرد، ولي نه تنها ديوانه نبود بلكه از عارفان وارسته و هوشمند بود.

هارون الرشيد (پنجمين خليفه عباسي) كاخ جديدي ساخته بود، روزي «بهلول» را ديد و به او گفت : «سخني بر ديوار كاخ بنويس» بهلول، ذغالي پيدا كرد، و بر ديوار آن كاخ چنين نوشت:

«گل را بالا بردي و دين را پايين آوردي، گچ را بر افراشتي ، و دستور صريح اسلام را خوار كردي، اگر اين كاخ را از مال خودت ساخته اي قطعاً اسراف نموده اي، و خداوند اسراف كاران را دوست نمي دارد، و اگر از مال ديگران ساخته اي، ظلم نموده اي، و خداوند، ظالمان را دوست نمي دارد.

محمد محمدی اشتهاردی

دست بالاي دست بسيار است

 دست بالاي دست بسيار است

پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود:

1- هنگامي كه خداوند درياهاي سفلي را آفريد، آن درياها افتخار كردند ، و به موج هاي خود باليدند و گفتند: «چه كسي برما چيره و غالب اس؟!»

2- خداوند زمين را آفريد، كه دريا را در سطح (و گودالهاي) خود قرار داد، و زمين بر دريا، برافراشته شد، و در نتيجه دريا بر زمين ، خوار گرديد، سپس زمين مغرور شد و افتخار كرد كه چه چيزي بر من غالب است؟!»

3- خداوند، كوه ها را آفريد، و آنها را ميخ هاي زمين قرار داد، و زمين در برابر كوه ها ، ذليل شد و سرخورده گرديد. سپس كوه ها بر زمين افتخار كردند، و غرور و سركشي نمودند و گفتند: «چه چيزي بر ما غالب و پيروز مي گردد؟!»

4- خداوند آهن را آفريد ، كه با آهن، سنگ كوه، قطعه قطعه شد، و در نتيجه كوه در برابر آهن سر فرود آورد ، سپس آهن بر كوه ها افتخار كرد، و گفت: «چه چيزي برمن غالب و چيره مي شود؟!» (من آن هستم كه كوه را مي شكنم).

5- خداوند آتش را آفريد: و آهن در دل آتش، نرم شد و ذوب و ذليل گرديد. اين بار آتش مغرور شد و بر آهن افتخار نمود ، و از روي غرور، زبانه كشيد و گفت:« چه كسي بر من غالب مي شود؟!»

6- خداوند آب را آفريد، و همان آتش به وسيله آب خاموش و ذليل گشت، اين بار آب مغرور شد.

7- سپس خداوند باد را آفريد، باد امواج دريا را به هرجا كه خواست به حركت در آورد ، و طغيان آب را سركوب نمود، و سرانجام باد به حركات تند خود، مغرور شد و گفت: «كيست كه برمن غالب گردد، و من آن هستم، كه آب سركش را ، سركوب كردم. و همه جاجولان گاه من است.»

8- خداوند انسان را آفريد، انسان (با عقل و هوش خود) بناهاي مستحكم و پناهگاه ها را در برابر بادها، ساخت، بادها در برابر او نتوانستند عربده بكشند، و سرخورده شدند. انسان، مغرور شد كه من چنين و چنان هستم و افسار گسيختگي باد و طوفان را مهار كردم، و باد را خوار نمودم ، كيست كه برمن غالب شود؟!

9- خداوند مرگ را آفريد، مرگ وقتي به سر رسيد، انسان، ذليل آن شد و نتوانست مرگ را از خود دور سازد، مرگز نيز مغرور شد و افتخار كرد كه من آن هستم كه (گُل سر سبد موجودات) را ذليل و اسير كردم.

10- خداوند به مرگ فرمود افتخار نكن ، من تو را دو نيم كردم، و به دو گروه دوزخي و بهشتي تقسيم نمودم، و از آن پس هميشگي (يا دوزخ و يا در بهشت) را به صحنه آوردم، و مسأله اي به نام مرگ را نابود كردم.

دست بالاي دست بسيار است

در جهان فيل مست بسيار است

تازه همان فيل مست هم از گربه مي ترسد و وقتي گربه را ببيند پا به فرار مي گذارد، چنانكه نقل شده در يكي از جنگ هاي هندوستان، فيل سواران به خاطر گربه هايي كه در لشگر مقابل بود ، بر اثر رميدن فيل ها ، شكست خوردند.

بنابراين ذات پاك خدا، وجود غالب مطلق است، و بر همه چيز برتري دارد و بايد به او دل بست.

برگرفته شده از کتاب : محمد محمدی اشتهاردی

كيفر فوري دشمن پر كينه  علي (ع)

كيفر فوري دشمن پر كينه  علي (ع)

پس از آنكه پيامبر (ص) در صحراي غدير در برابر صدها هزار نفر مسلمان ، امام علي (ع) را به عنوان خليفه بعد از خود نصب كرد، و فرمود : هر كس كه من رهبر او هستم، اين علي، رهبر اوست)

شخصي (پركينه) به نام حارث بن نعمان فهري نزد رسول خدا (ص) آمد و در حضور اصحاب، به آن حضرت گفت: «اي محمد! تو به ما امر كردي كه گواهي به يكتايي خدا دهيم و پيامبري تو را تصديق كنيم، پذيرفتيم،  و به جا آورديم ، دستور حج به ما دادي قبول كرديم، به اين امور اكتفا نكردي تا اينكه بازوي پسر عمويت را گرفتي و بلند كردي و او را بر ما برتري دادي و گفتي هركسي كه من رهبر او هستم ، پس از اين علي (ع) رهبر اوست آيا اين كار را پيش خود كردي يا از طرف خدا انجام دادي؟

پيامبر (ص) فرمود: سوگند به خداوندي كه معبودي جز او نيست اين كار را به دستور خدا انجام دادم.»

حارث (از شدت ناراحتي) روي خود را از پيامبر برگردانيد، در حاليكه مي گفت «خدايا اگر آنچه محمد مي گويد، حق است سنگي از آسمان بر ما فرو فرست، يا غذاب دردناكي برما نازل كن»

هنوز به مركب سواري خود نرسيده بود كه سنگي از آسمان آمد و بر وسط سرش رسيد و از قسمت پايين بدنش خارج گرديد، و همان دم كشته شد.

آيه هاي اول سوره معارج در اين مورد بر پيامبر (ص) نازل گرديد، كه در آيه اول و دوم آن مي خوانيم: «تقاضا كننده اي تقاضاي عذاب كرد كه واقع شد – اين عذاب مخصوص كافران است و هيچ كس نمي تواند آنرا دفع كند.»

محمدمحمدی اشتهاردی

 

جهت جلوگيري از فرار فرزندان(دختر و پسر)

جهت جلوگيري از فرار فرزندان(دختر و پسر)
 

آيه زير را بر تكه اي از نان جو بنويسيد سپس بر فرزند خود بخورانيدديگر فكر فرار بر سرش نمي زند.انشالله

 

(( يا ايهاالذين آمنو...))  ( آل عمران200)

 

نماز توبه

نماز توبه

 

براي توبه بايد ابتدا غسل كردو سپس وضو گرفت.

 نماز توبه چهار ركعت به شرح زير مي باشد:

 - در هر ركعت يكبار سوره حمد + 3 بار توحيد + يكبار ناس + يكبار فلق

- چهار ركعت به كيفيت بالا خوانده شود .

- در ركعت چهارم سلام بدهد.

بعد از اتمام نماز :

 

70مرتبه : استغفرالله ربي و اتوب اليه.

 

      يكبار ( لا حول و لا قوه الا باالله العلي العظيم).

 

سپس بگويد : يا عزيز يا غفار اغفرلي ذنوبي و ذنوب جميع المومنين و المومنات فانه لا يغفر الذنوب الا انت .

 

نقل شده است اگر كسي 70 پيغمبر را كشته باشد و از روي صدق دل توبه كند توبه اش مورد قبول قرار مي گيرد.

 

 مي گويند توبه وحشي ( قاتل حمزه سید الشهدا  (َع) با اينكه صدمه به قلب آن حضرت زدند مورد قبول قرار گرفت .

 

خداوند جل جلاله مي فر مايند:

 

از همه كس مي گذرم الا قاتل الحسين ( ع)

 

براي درمان تشنج (Grampe)[1]

به نام خدا

زندگي را درياب ...که زندگي حبابي بيش نيست

براي درمان تشنج (Grampe)[1]

نسخه اول:

̶            گل هميشه بهار

̶            آويشن كوهي

̶            گل بابونه

̶            قنطوريون دقيق

̶            ناخونك

̶            اكليل كوهي

̶            شيرگياه

̶            شقايق نعماني

̶            اسطو خودوس

̶            سنبل الطيب

̶            فرنجمشك

̶            پوست نارنج

̶            سوسنبر

 

 

 

طرز مصرف:

به مدت 25 روز ، روزانه يك چنگه[2] از گياهان فوق را در قوري چيني بريزيد و سه ليوان آب جوش به قوري اضافه كنيد و سپس به مدت 45 دقيقه دم بكشانيد، بعد از صاف نمودن هرگاه ميل داشتيد بياشاميد

 

نسخه دوم:

̶            بومادران

̶            برگ بو

̶            گلپره

̶            چوب بيني

̶            هزار چشم

̶            پوست امين الدوله

̶            ناخونك

̶            شاه پسند

 

 

طرز مصرف:

به مدت 30 روز ، روزانه چنگه از گياهان فوق را در 4 ليوان به مدت 3 دقيقه بجوشانيد و 30 دقيقه دم بكشانيد و بعد از صاف نمودن ، هرگاه ميل داشتيد بياشاميد.

 

نسخه سوم:

̶            اسطوخودوس

̶            بادرنجبويه

̶            ريشه شيرين بيان

̶            گل گاوزبان

̶            گل بابونه

̶            ريشه ايرسا

̶            عناب

̶            اكليل كوهي

 

 

طرز مصرف:

عناب ها و ريشه را نيم كوب كرده، با بقيه گياهان دارويي مخلوط كنيد . سپس به مدت ده روز ، روزانه يك چنگه از آنها را در قوري چيني بزرگي بريزيد و بعد از 5 ليوان آب جوش داخل قوري اضافه كنيد و 45 دقيقه دم بكشانيد و بعد با تنظيف صاف نمائيد. و سپس 20 گرم ترنجبين را در يك استكان آب ولرم خيس كنيد ، تا به مدت 5 ساعت بماند و ته نشين شود. سپس آب صف روي آن را جدا كنيد و آب اول و آب دوم را مخلوط كنيد و بعد هرگاه ميل داشتيد مثل آب بياشاميد.

پرهيزها

غذاي كم نمك بخوريد و باقلا، ماست ترش، سركه، ماهي ، گوشت گاو، پاچه گاو، كشك ، ميوه نارس، و گشنيز خام تا پايان مصرف داروها نخوريد.

 

نسخه چهارم

گل بابونه، مرزنجوش شكر سرخ مازندران را بجوشانيد و سپس تنقيه نماييد.

 

نسخه پنجم

̶            مرمكي

̶            انغوزه

̶            سداب

 

طرز مصرف:

با مواد فوق قرصهايي به اندازه نيم نخود تهيه كنيد، روزانه بعد از هر وعده غذا ، يك دانه همراه آب ببلعيد.

نسخه ششم:

5/0 از عصاره شابيزك را با 1 درصد صبر زرد و 5/98 درصد انغوزه را با هم مخلوط كرده قرص مانند كنيد و روزانه يك دانه از آنها را بعد از هر وعده غذايي همراه آب ببلعيد.

نسخه هفتم:

3 مثقال تخم خربزه                 را با هم مخلوط نموده ، پودر ميل كنيد

2 مثقال تخم گرمك                 كنيد و با مقداري عسل

2 مثقال تخم خشخاش              طبيعي مخلوط كرده و سپس



[1]  تشنج كه بيشتر از اختلال اعصاب يا اختلال جريان خون پديد مي آيد.

[2] چنگه عبارتست از تقريبا 5 گرم گياه خشك و يا 25 گرم گياه مرطوب

برای شناختن دزد  

برای شناختن دزد 

 

این ایه از سوره واقعه را بر تکه ای نان نوشته وبه خورد انکس که گمان میکنید دزد است بدهید و اگر لقمه نان در گلوی او گیر کرد انشخص دزد است ایه این است:

اذا بلغت الحلقوم وانتم حینئذ تنظرون

در ساعات و شرايط دعا نوشتن

 در ساعات و شرايط دعا نوشتن

دوستان عزيز شما بايد بدانيد كه نوشتن دعا وطلسم داراي شرايطي خاص است ومن براي شما شرح ميدهم اول اينكه بايد نيت سائل پاك باشدودر غير اين صورت نتيجهء بدي ميدهد كه موجبات پشيماني را به بار مي اورد پس بايد نيت سائل قربتا الي الله باشد يعني با شرع برابري داشته باشد

دوم اينكه هر دعا و طلسمي زكاتي دارد كه بعضي از اساتيد گفته اند كه ميتوان 110 تومان به نيت امام علي (ع) صدقه دادو سپس دعا بنويسيد البته نظرات در مورد زكات ها مختلف است

سوم اينكه هر دعا يا طلسمي ساعت خاص خود را داردكه من خدمت شما عرض ميكنم

شنبه:ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت زحل است كه نحس اكبر است و براي نوشتن دعا وطلسمات دشمني و جدائي به كار ميرود (پناه بر خدا)

يكشنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت شمس است كه سعد اكبر است و براي نوشتن دعا هاي محبت وزبان بند (عقداللسان) خوب است

دوشنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت قمر است كه سعد اصغر است ونيز براي نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار ميرود

سه شنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت مريخ است كه نحس اصغر است وبراي نوشتن دعا وطلسمات دشمني و جدائي به كار ميرود (پناه بر خدا)

چهار شنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت عطارد است كه سعد اصغر است است ونيز براي نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار ميرود

پنج شنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت مشتري است كه سعد اكبر است است ونيز براي نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار ميرود

جمعه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت زهره است كه سعد اكبر است است ونيز براي نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار ميرود

نكته:هيچگاه در شب مخصوصا به هنگام غروب دعا وطلسم ننويسيد كه موجب بلا ونزاع وجنگ ميشود

یه تلنگر خوب

 قَالَ ع يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ

ترجمه : 

و فرمود (ع ): اى پسر آدم ، اگر ديدى كه خداى سبحان ، نعمتش را پى درپى به تو ارزانى مى دارد و تو نافرمانيش مى كنى ، بترس او را  

توضیحات :

۱: یکی از بدترین آزمایشات خدا و فتنه ای که ممکنه یک شخص توش بره و

دیگه در نیاد همینه که طرف اطاعت خدا نمی کنه اما خداوند بهش نعمت می ده 

 و اون کم کم فکر میکنه که آدم خوبیه یا فکر میکنه که خداوندی وجود نداره

یا تمام اسباب دست خدا نیست چون که میبینه با معصیتش داشته هاش

کم که هیچ بیتشر هم میشه

۲: این نیست که هر وقت ما اطاعت کردیم بهمون نعمت بدن و هر وقت

که نافرمانی کردیم نعمت ها رو کم کنن بلکه مختلفه

۳: مولوی میگه : هر اندیشه که می پوشی درون خلوت سینه

                                               نشان و رنگ اندیشه ز دل پیداست بر سیما

ضمیر هر درخت ای جان زهر دانه که مینوشد

                                              شود بر شاخ و برگ او نتیجه شرب او پیدا

تعبیر خواب امام صادق علیه السلام

از حضرت امام صادق عليه السلام منقول است

خواب شب  اول و دهم و بيست و يکم دروغ است .
خواب شب ششم و هفتم و پانزدهم و هيجده ام و نوزده ام راست است.
خواب شب هشتم و نهم و يازدهم و دوازدهم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و هشتم تعبيری نيک دارد.
خواب شب چهارم و پنجم و شانزدهم و هفدهم بتاخير می افتد .
خواب شب بيستم و بيست و پنجم و بيست و ششم تعبير ندارد.
خواب شب دوم و سوم و بيست وچهارم نتيجه بعکس ميبخشد.
خواب شب سيزدهم و چهاردهم نه خير دارد و نه ضرر.

توجه شود که در فرهنگ اسلامی ابتدا شب و سپس روز داريم . به عنوان مثال شب سوم ماه شبی است که فردای آن روز سوم ماه قمری است

کاريابی با استفاده از فوايد قرآن

در کتاب سرالمستتر آمده است:

" سوره حضرت يوسف  (ع)را بنويسد و شب هنگام از خانه خارج گشته و در شکاف ديواری پنهان کند و موقع برگشتن به پشت سر خود نگاه نکند  بعد از سه روز او را برای شغلی دعوت کنند و مشغول گردد."

 من خود شخصاٌ چندين بار از اين روش استفاده کرده ام و جواب مثبت گرفتم.ولی ميبايست چند مورد حتماٌ رعايت شود. اول : در نوشتن آيات طهارت و وضو داشتن رعايت گردد  , قلم و کاغذ غصبی و نجس نباشد .ديواری که کاغذ در آن پنهان ميشود غصبی و ناپاک نباشد . موقع برگشتن به هيچ وجه نبايد به پشت سر نگاه کرد. انشاالله شماه هم نتیجه بگیرید .

اعتقاد شخصی من

 اعتقاد شخصی من هم این است که عالی ترین یا به تعبیری درست ترین نوع دعا آنی است که:

۱- از دل برخیزد و با تمام وجود همراه باشد.

۲- شامل مفاهیم عالی و فراتر از خواسته های صرفاْ مادی یا شخصی باشد.

۳- مستقیماْ آن را از خدا خواست.

اینکه می بینیم که معصومین به خواندن برخی ادعیه همانند زیارت عاشورا یا ... سفارش کرده اند ٬ تکرار طوطی وار آنها بدون درک مفهوم حقیقی شان نیست.بلکه آشنایی با مفاهیم عمیق نهفته در آنها و کمک به تکامل و رو بسوی درست تر رفتن می باشد. اما در عین حال نمی توانیم کسی که حاجات دم دستی و ظاهراْ کم ارزش شخصی را از خدا می خواهد سرزنش نمود و آنرا غلط انگاشت٬ زیرا همانطور که گفتم ایمان و به تبع آن دعا تابعی از وسع انسان است.

اما در مورد اینکه چرا توسل به ائمه جای ارتباط مستقیم با خدا را گرفته است ٬ با شما موافقم از این سو که بهترین گونه دعا دعای بی واسطه است اما در عین حال توسل را درجه ای پایین تر از ارتباط بی واسطه می دانم و آنرا در راستای متفاوت بودن درجات ایمان یا دعا ارزیابی می کنم.فکر می کنم بحث بر سر درست یا غلط بودن نباشد٬ بلکه درست و درست تر بودن ملاک است. البته کتمان هم نمی کنم که شاید در مساله توسل گاهی برخی افراد از مسیر تکاملی درست به درست تر منحرف می شوند. یادم می آید چند سال پیش با دوستی در مورد توسل صحبت می کردم.او برای مصداق آوری برای کلامش رئیس اداره ای را مثال زد که چون دسترسی به او برای یک فرد عادی مشکل است ٬ پارتی بازی یا دیدن معاون رئیس ( که قابل دسترس تر است) مشکل را راحت تر حل می کند.در جواب به او گفتم ه خدای ناظر و حاضر در همه جا با رئیس محدود به زمان و مکان متفاوت است و ... عده ای نیز شاید رحمت ائمه را بیشتر از رحمت خدا می دانند که این هم نوعی انحراف از آن مسیر تکامل است.البته ریشه یابی این مساله در حد و اندازه من نیست.اما شاید تاثیر گذاری آئین یهود بر اسلام مسبب این تفکر بوده است.ادیان برای تعادل و تکامل بشر به میدان آمدند.قوم بنی اسرائیل مردمانی بسیار بی قید و بند و لا ابالی داشت و دین یهود برای تعادل بخشی به این قوم بسیار سختگیر به میدان آمد.خدای یهود ( یهوه ) خدایی عادل و فاقد گذشت است و نسبت دادن رحمت به او بی معنی می نمود.اما وقتی در قرآن آغاز تمامی سوره ها با بسم الله الرحمن الرحیم است (در حالیکه خدا صفات بسیاری دارد که بسیاری دلالت بر قهر و عدل خدا دارد ) دلیلی برای اندیشه بیشتر است. روزنامه شرق در جایی به نقل از دکتر محسن کدیور مطلب جالب نقل می کند که می تواند مجالی برای اندیشه باشد: 

 محسن كديور  به نقد «ديندارى شيعيان و ايرانيان» در حال حاضر پرداخت و از نوعى «ديندارى نامتوازن» در حال حاضر سخن گفت: «يكى از مصاديق جابه جايى دو مفهوم دينى است و آن اينكه «شفاعت» به جاى «توكل» نشسته است. توكل جزء متن اصلى دين و شفاعت از محورهاى فرعى دين است. البته شفاعت واقعيت مسلم اسلامى است اما نبايد بر جاى «توكل» بر خدا بنشيند. ما بايد به اين سئوال پاسخ دهيم كه شيعه اهل توكل است يا شفاعت؟»
او با سئوالى ديگر به ادامه بحث خود پرداخت كه «چرا آنقدر سايه شفاعت گسترده شده كه بر توكل به خداوند رجحان داده شده است؟»: «در قرآن كريم توكل برجسته تر است.»
كديور ادبيات و ادعيه مستند ائمه را همچون نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و دعاى كميل را ملاك ديندارى متوازن دانست: «در تمام كاكل اين ادعيه و گفتارها، تضرع بر بارى تعالى دور مى زند. اينجانب بنابر كار آمارى كه بر روى صحيفه سجاديه - زبور آل محمد - انجام داده ام شفاعت به توكل، يك به ده هزار است.» او به توصيه اى از حضرت على(ع) نسبت به امام حسن مجتبى(ع) در نهج البلاغه اشاره كرد و آن توصيه را ملاك دعاى واقعى ذكر كرد و از برخى ادعيه انتقاد كرد و از قرائت «صحيفه سجاديه» در مقابل مفاتيح دفاع و دعايى از صحيفه سجاديه را قرائت كرد.
محسن كديور در پايان ادعيه صحيفه سجاديه را مانيفست و مرامنامه اخلاقى شيعيان ناميد و گفت: «بر اقيانوسى از مكارم نشسته ايم .»

شیعیان به غیبت امام زمان (عج) اعتقاد دارند.حال اگر فردی غیر مسلمان از یک شیعه در مورد غیبت امام زمان و اینکه چگونه یک انسان می تواند صدها سال زندگی کند ٬ بنظر شما چه جوابی خواهد شنید؟ جواب خود شما به آن فرد غیر مسلمان چه خواهد بود؟ آیا فکر می کنید جواب شما برای او منطقی خواهد بود؟ آیا از ترس اینکه جوابتان برای آن فرد غیر مسلمان غیر منطقی باشد و انگ بی منطقی به اسلام بخورد از اعتقادتان دست برمی دارید ؟ آیا شما شرایط بدنامی اسلام را فراهم آورده اید؟حداقل من صحت بسیاری از این ادعیه را تجربه کرده ام٬ آیا شما وجود امام زمان را تجربه نموده اید؟ یا اینکه صرفاْ یک اعتقاد تجربه ناشدنی است؟ پاسخ من به یک فرد غیر مسلمان در مورد امام زمان (عج) تعلق خواست خدا بر طولانی شدن عمر ایشان تا زمان ظهور است. این اعتقاد من است و از همه مهمتر تاثیرات مثبتی بر زندگی و عملکردم در جامعه و بر زندگی دیگران ( و لو بسیار اندک ) دارد.

همانطور که اشاره کرده بودم هدف از ایجاد  این وبلاگ ذکر ادعیه خاص عمدتاْ مبتنی بر آیات قرآن و اسمائ الهی بوده است. و ذکر کرده بودم که پرداختن به مطالب متعالی تر قرآن ( که صد البته بسیار فراتر از این ادعیه است)٬ در حد و اندازه من نیست.

همین چند روز پیش بود که خانمی برایم ایمیلی ارسال نمود و از دستورالعمل کاریابی قرآنی تشکر نمود و گفته بود که این روش را انجام داده و جواب مثبت هم گرفته است.بیکاری و مفاسد آنرا در نظر داشته باشید.آیا می بایست از ترس اینکه یک غیر مسلمان از مطالعه مطالب وبلاگم دین اسلام را دین بی منطقی بداند ( با معیار منطق ناکامل خودش) می بایست دست از گره گشایی از کار عده از بندگان خدا بردارم؟

سوء برداشت از اسلام را بن لادن ها و الزرقاوی ها به وجود می آورند...سوء برداشت از اسلام ناشی از جواب دادن اندیشه با مشت و لگد و چوب و چماق است ... از اسیر قمه و زنجیر شدن در محرم و فراموش کردن دلیل قیام عاشوراست ....

می گویند سالها پیش مستشرقی از مغرب زمین به بازدید از کشورهای اسلامی و مطالعه در اسلام و مسلمانان پرداخت.نهابتاْ مشاهدات خود را اینگونه بیان نمود که:

اسلام دین رحمت و کمال و زیبایی است و هر عیبی که وجود دارد از مسلمانان است!

         اسلام به ذات خود ندارد عیبی               هر عیب که هست از مسلمانی ماست

جبران خلیل جبران در بوستان پیامبر می نویسد:

حق دو مرد می خواهد ٬ یکی آنکه بیانش کند و دیگری آنکه حق را بفهمد.

به امید اینکه همه ما جزو مردان حق باشیم.انشاء الله

 

گشایش کار

برای گشایش در کار و فتح و قوت کسب٬ هرکس ۲ بار صلوات بفرستد و الم نشرح و آیه الکرسی را هر کدام ۲ بار بخواند و از انگشت کوچک تا بزرگ عقد کند (ببندد) البته تاثیر عجیبی خواهید دید.

و نیز برای گشایش کار آیه الکرسی بعد از هر نماز خوانده شود.

سوره قدر ۱۰ بار بعد از نماز صبح خوانده شود.

اسامی کتابهای علوم غریبه

 اسامی کتابهای علوم غریبه

طمطم هندی /میرداماد کبیر/مجمع الدعوات کبیر وصغیر/گوهر شب چراغ/بحرالاسرار/اسرار الخفیه/تسخیرات سکاکی/کنزالحسینی/سرالمستتر/اورادسلیمانی/ مجمع العلوم والحروف/تحفة الرضویه/جامع الفواید/اسرار قاسمی/جفر جامع/پیشگوئیهای سید اجاق/انوار الرمل/مشارق الانوار/هفتادودو دیو   .

از خواص سوره کهف جهت رفع فقر

از حضرت امام صادق(ع)

 منقولست هرکس سوره کهف را بنویسد و در شیشه سر تنگ نهد و آنرا در منزل خود نگه دارد از درویشی و وام خلاص شود و او و اهل و عیالش محتاج نشوند و هیچ کس نتواند به او بدی برساند.   منبع: شفاخانه قرآن

ذکر برای تقویت اراده

هر کس که ضعیف الاراده باشد : اسامی الهــــی «الشدیـد» ٬ «ذوالقـوة» ٬

«القاهــــر» ٬ «المقتــدر» را بخواند و بر خواندن مداومت نماید ٬ همت و

اراده اش قوی گردد .  منبع : خواص الآیات صفحه ۶۳