افزایش روزی بر اثر اتفاق

 افزایش روزی بر اثر اتفاق

   یکی از پسران امام صادق ( ع ) به نام محمد بود ، گاهی از مخارج زندگی او چیزی زیاد می آمد ،

   روزی امام صادق ( ع ) به او فرمود : (( چقدر از مخارج زندگیت ، زیاد آمده ؟ ))

 

   محمد : این بار ، چهل دینار اضافه آمده است .

   امام : آن را ببر و در راه خدا صدقه بده .

   محمد : غیر از این پولی ندارم ، این را هم صدقه بدهم چیزی برایم نمی ماند.

   امام : برو آن را صدقه بده ، خداوند عوضش را می دهد، آیا نمی دانی که هر چیزی کلیدی دارد،

   و کلید رزق و روزی ، صدقه است ، بنابر این ، آن اضافی را صدقه بده .

   محمد ، نصیحت پدر را پذیرفت و رفت و آن چهل دینار اضافی را صدقه داد ، از این ماجرا ، ده

   روز بیشتر نگذشت که چهار دینار دادیم ، خداوند به جای آن ، چهار هزار دینار ( صد برابر ) به ما

   عنایت فرمود . ))  

پند عمیق استاد اخلاق در استفاده از وقت

 پند عمیق استاد اخلاق در استفاده از وقت

 

  شاگردان چون پروانه به گرد شمع وجود استاد اخلاق که عارفی ربانی ، وارسته ، تیزبین و عاقبت اندیش

  بود حلقه زده بودند ، و از گفتار دلنشین او بهره مند می شدند ، روزی استاد با بیانات عمیق خود آن چنان

  شاگردان را تحت تأ ثیر قرار داد ، که آه و افسوس آن ها بلند شد و حقیقتا منقلب شدند ، آن بیانات پیرامون

  (( اسراف در وقت )) بود ، او می گفت : اگر جیب جوانی پر از سکه های طلا با شد و از خانه بیرون

  بیاید ، ولی از سوراخی که در جیبش بوده ، همهَ آن سکه های گرانبها ، درحاشیهَ کوچه ها و خیابان ها       

  بریزد و تمام شود ، خیلی مهم نیست ، ولی اگر گوهر عمرش بیهوده در حاشیه راه ها و خیابان ها تلف گردد، چنین فردی واقعا زیان کرده است ، خداوند فردای قیامت یقه اش را می گیرد و به او می فرماید : تو

 که شصت سال عمر کرده ای ، پانزده سالش هیچ ، چهل و پنج سال باقی مانده را اگر ضرب در 360 روز

 ( که مدت یک سال است ) کنیم 16200 روز می شود ، و همین رقم را ضرب در 24 ساعت ( که مدت

  شبانه روز است ) کنیم 800 / 388 ساعت می گردد ، اکنون بگو آن همه ساعت را در چه راهی مصرف

  نمودی ؟ ! آیا در شب نشینی های بیهوده ؟ یا کنار ورق قمار ؟ یا در مجالس لهو و غیبت و بد گویی و یا ...

  و یا در کنار صندوقچه جادویی تلویزیون ، مکرر فیلم های مختلف را دیدی ، باز دیدی حتی نماز خود را

  ناقص در آخر وقت خواندی ، تا فیلم را کامل ببینی آنقدر مجذوب این جعبـۀ جادویی شدی که شبها نا گاه به

  ساعت نگاه کردی دیدی نزدیک نیمه شب است . ای اسراف گر ، چرا وقت عزیز و گران بهای خود را این

  چنین بیهوده به پای امور بیهود نثار کردی ، و در برابر چنین سرمایۀ بی نظیر ، چیزی به دست نیاوردی ...

  در جواب چه می گویی ؟

  با تشکر از محمدرضا بکائی