قسمت دوم (راز های نماز)
مرد از نیت در اینجا قصد عنوان در باب عبادت نیست .مانند این که نیت میکند نماز ظهر یا عصر بخواند و نیز یت در باب معاملات مراد نیست .مانند نی در پرداخت بدهی یا هبه و بخشش وچنان که مقصود از نیت در اینجا قصد وجه .مانند قصد وجوب و استحباب نیز نیست .بلکه مراد از نیت در اینجا .تنها خصوص ((قصد قربت )) و نزدیکی به خدای سبحان است . زیرا محور سخن دربحثهای غرفانی .کلامی و اخلاقی که دربره شایستگی قلب و رستگاری آن است .تنها قصد قربت است.
درخصوص نیت و اهتمام آن .آیات و احادیث فراوانی وارد شده است .مانند ::«لاتبطوا صدقاتکم بالمن و الذی کالذی یفق ماله رئاله الناس »و مانند «ومثل الذین ینقون اموالهم ابتعاء مرضات الله و تثبیتا من انفسهم کمثل جنه بربوه اصابها و ابل ....»و همچنین قول خداوند متعال دراین آیه «قل ان صلاتی ونسکی و محیای ومماتی لله رب العالمین *لاشریک له و بذلک امرت و انا اول المسلمین »
نیزهمچون احادیثی که از اهل بیت (ع) نقل شده است کعلی بن ابی طالب (ع)از پیامبر (ص)نقل کرده که فرمود:«لا عمل الانبیه و لا عباده الاتین و لاکرم الا بالتقوی»به مضمون این روایت روایات فرائانی وجود دارد که از کثرت و معروفیت نیازی به دکر آنها نیست .مفاد همه آنها این است که برای عامل .نصیبی جز به نیت .واندازه و چگونگی آن نیست.
گواه این سخن .روایتی است ازرسول خدا (ص)که فرموده«انما الاعمال بالنبیات»پاداش کردار انسان جز براساس نیتها نیست و:«لکل امرءمانوی »:برای هرکس همان میماند که نیت اوئست .کسی که برای کسب آنچهنزد خداست پیکار میکند .پاداشش برعهده خداست .وکسی که برای رسیدن به متاعدنیا و نیت غنیمت به پیکار برخیزد پاداشی برای او جز آنچه در سر داشته نیست.
همچنین پیامبر (ص)در وصیت به ابوذر میفقرماید:«ولیکن لک فی کل شی نیه حتی فی النوم و الکل »:باید برای تو در هر چیزی نیتی باشد.وحتی درخواب و خوراک .
بنابراین .نیت به نمعنا قصد نزدیکی به خداوندسبحان .روح عمل است .عمل با ان زنده میشود و بدون آن میمیرد .و پیدا ست که مرده هیچ اثری ندارد .عبادت با قصد تقرب .صحیح میگردد و بدون آن باطل است .وچون نیت دارای درجاتی است صحت نیز مراتبی دارد.گرچه این مراتب در اصول فرمانبرداری و امتثال .ودر سقوط اعاده و قضا شریک اند.لیکن بر هریک از مراتب یاد شده ثواب مخصوصی است .و تقرب ویژه ای که از آن فراهم می آید .این ثواب و تقرب بدون رسیدن بدان مرتبه حاصل نمیشود.
عبادتهای سه گانه
چون ایستگاه خای مهم درروز قیامت سه موقف است.آتش دوزخ.بهشت و بهشت رضوان .چنان که خداوند با اشاره بهاین سه موقفمی فرماید : «و فی الاخره غذاب شدیدو مغفره من الله و رضوان »!شئون کرداری نفس انسان نز سه تاست :خشمی مه بدیها و ناخوشایندیها ا دفع میکند :شهوت و میلی که خویشها را جدب مینماید . وعقل عمل که شوق کمال تاممجرد معقول رادارداز این رو پرستش سه قسم و پرستش کنندگان نیز سه دسته اند :گروهی خدای سبحان ااز روی ترس از آتش دوزخ مپرستند :چنین عبادتی از نوع عبادت بیندگان است .گروه دیگر خداوند متعال ر بر پایه آرزوی بهشت عبادت میکنند :این عبادت حریصان و آرزومندان است .و گوهی خئداوند متعال رااز روی محبت و عشق عبادت میکنند .این نوع عبات آزاد مردان و کریمان است .
هر یک از این سه نوع پرستش صحیح بودن –ان گونه که اشاره شد –مراتب از ثواب را داراست :زیرا هریکالزاین سه قسم برای خداوند متعال انجام گرفته .نه این که خالص برای غیر او صورت گرفته باشد . ونه مشترکا برای او و بر ای غیر او .مثلا برای نجات یافتن ازآتش .یا برای لذت جویی از بهشت .
تفاوت این سه قسم در اسن است .آن کس که خدای رااز روی ترس عبادت میکند جز خدای را نمی پرستد .ولی چون هنوزاز بند غضب رها و آزاد نشده نمیداند که باید از معبودش چیزی غیر از نجات یافتن از آتش را طلب کند نیز کسی که بر اساس بهشت جویی عبادت میکند .غیر از خدا را نمی پرستد .ولی چون هنوز از قید و بند شه.ت نرسته .نمی فهمد که باید از مولای معبودش چیزی فراسوی رسیدن به بهشت را آرزو کند . و اما خردمندی که شوق خشنودی مولای خویش را دارد . او آزادمردی است که میفهد چه میطلبد.
دلیل صحت عبادت قسم اول و نیز قسم دوم این است که روایت از فعل این گروه به عبادت تغییر کرده و آنان را عبادت پیشگانی دانسته است که خدا را پر ستش میکنند .چنان که این روایت .عبادت گروه سوم –یعنی عبادت آزادمردان –رابرترین نوع عبادت شمرده است .پس اگر عبادت غیر آنان صحیح و با فضیلت نباشد عبادت آزادگان و احرار افضل نخواهد بود .شاهدی نیز در اینجا وجودندارد که واژه (افضل ) حمل برتعیین شود . نه ترجیح .
نظر های کلامی و فقهی
حکیمان آزاد مرد .آنان که در بندگی به موالیان معصومشان اقتدا کرده و در عبادت خویش جز خشنودی خدا را جستجو و دنبال نمیکنند .حکم به صحت عبادت کسی کرده اند که د رعبادت خود . از خدا تنها خشنودی او را میطلبد . مثلا نجات از آتش را میخواهد . چنان که شیخ الرئیس . ابو علی سینا –قدس سره – می گوید: ((والمستحمل توسیط الحق مرحوم )) .یعنی عابد و زاهدی که روا می دارد حق تعالی را واسطه در رسیدن به ثواب و یا ترسیدن از عقاب قرار دهد .مورد رحمت حق تعالی قرار میگیرد .شیخ نمی گوید چنین کسی از رحمت خداوند محروم است .
استاد ما حضرت علامه طباطبائی –قدس سره – دررساله (الولیه)نیز به پذیرفته شدن عبارت این گونه افراد را میپذیرد .گرچه آنان در معرفت و تقرب مقصر هستند.
اگر قصد چیزی جز خدا .باطل کننده عبادت باشد .باید عبارت کسی نیز که به قصد شکر .تحصیل رضا و محبت رضـا و محبت خدا را میپرستد باطل باشد . زیرا همه این موارد از اذت واجب مطلق خارج اند . بنابراین .کلام حق همان است که شیخ بهایی –قدس سره –درکتاب اربعین فرموده که عبادت این گروه صحیح است.
آیت برجسته و حجت حق . حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی –قدس سره – میگوید :سخن از بطلان عبادتی که برای ترس از عقاب و یا طمع در بهشت صورت گرفته است .گرچه از برخی بزرگان صادر شده . ولیکن ازروی غفلت بوده و گریزی از وقوع این گونه غفلتها و لغزشها از بزرگان نیست . چون حکمتی الهی در مبتلا شدن ایشان به مثال این غفلتها وجود دارد.
شاید مراد این مرد بزرگ . از (برخی بزرگان )جناب رضی الدین علی بن طاووس –قدس سره-باشد .براساس آنچه یشخ بهایی ازاو در اربعین نقل کرده است .
حاصل این که :نیت این گروه از عبادت کنندگان خالص و بدون شائبه است ایشان خداوند متعال را عبادت میکنند و هرگز غیر از او را نه مستقلا و نه مشترکانمیپرستند. و نه بدان گونه که برای خدا
یشتوانه ای لحاظ کنند . و لی چون شناخت آنان کم است یا نیل به بهشت باشد . چه بسیار فرق است میان این نظر . وبین این گفته که اگر خوف از دوزخ و یا میل به بهشت نبود . هرگز عبادتی تحقق نمییافت. چرا که این شق به طوری کلی از کلام خارج است .
اما آنچه سید بحر العلوم در کتاب الره النجفته سروده است :
وکل ما ضم الی التقرب من غایه یبطله فی الاقرب
هر آنچه در عبادت ضمیمه قصد قربت شود .از قبیل غایت و هدف .اقرب آن است که عبادت را باطل میکند . منظور رسید از ضمیمه . همان چیزی است که در فقه بحث میشود که اگ مثلا وضو را به قصد خنک شدن و مانند آن بگیرد . نه آنچه اینجه بحث میشود.
علامه نراقی –قدس سره سره –که میان فقه ظاهر و باطن را جمع کرده در کتاب مستند فتوابه صحت عبادتی داده است که همان آن نجات از آتش و یا رسیدن به بهشت باشد . وی دلیل کسانی را که قایل به بطلان این عبادت بوده اند مردود دانسته است.
بازگشت به سخن
پاره ای مباحث کلامی یا فقهی در این اثنا راه یافت که از مقصد رساله ای که از راز نهان نماز بحث میکند خارج بود.غزض این که .نیت به معنای قصد قزبت عمل و بلکه برتر ازآن است . زیرا جان عمل به نیت بستگی دارد . چنانچه ازروایت کلینی –دس سره – از سفیان بن عیینه ازامام صادق (ع) در تفسیر این آیه استفاده می شود:(لیبلوکم ایکم احسن عملا) حضرت فرمود :به این معنا نیست که یعنی بیشترین عمل را دارا هستند . بلکه بهاین معناست که پسندیده ترین عمل رادارید. درستی کردار به ترس از خدای غزوجل ونیت راست ونیکو است . – سپس فرمد –پایداری بر عم ل تا به مرتبه اخلاص برسد . سخت تر از عمل است و عمل خالص آن است که نخواهی جز خدای عزوجل کسی تو را بهر آن سپاس گوید . و نیت ازاین هم برتر است . بدان که نیت همان عمل است . سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود : (کل یعمل علیشاکته ) . یعنی هرکس بر پایه نیتش عمل میکند.
ازاین بیان .جمع بین دو اصل روشن میشود .اصلی که حکم میکند : (( افضل الاعمال احمزها)) . یعنی بدترین اعمال وی بهتر است . بدین گونه که چون نیت . روح عمل . برگزیده و مغز آن است . ازاین جهت بر عمل برتری دارد . چنان که نیت بهناچار ب اید خالص در نیت دشوارتر و مشکل تر است . این رو افضل از عمل است.
اما راز این که نیت (نیت کهفر بدتر تز عمل اوست) . بدین سبب که نیت . اصل یعنی همان چیزی که فرع بدان قوام مییابد و شاخه بران تکیه دارد .و هرچه غیرآن است بدان برمیگردد. پس او مهمتر است خواه در ناحیه خ.بی باشد یا بدی.
نقش ریا و کم خردی در تباهی عمل
چون امری قلبی و درونی است ومردم برآن آگاهی نمی یابند. ریا وسمعه و مانند آن بدان راه نمی یابد . زیرا از دیدگاه و شنودگاه مردم خارج است . اما عمل چون دیده و شنیده می شود پذیرای نفوذ ریاست . ازاین رو امام صادق (ع) بنا به نقل کتاب علل الشرایع از روایت زید شحام . این معنا را علت برای این که چرانیت مومن از عمل او بهتر است قرار داده است . لیکن تامل درآنچه گذشت مقصود را روشن میسازد . چون ریا جز از راهنیت به عمل سرایت نمیکند .نیت .چون از چشم و گوش مردم پوشده و پنهان است . به لباس و پوشش عمل تنزل می یابد تا دیده و شنیده شود.
عقل عملی . باتوجه به شئون و آثاری که دارد . مانند اراده . اخلاص و... .نوری است که خدای بخشاینده به وسیله آن عبادت میشود و بهشت به دست می آید . لذا هر گاه این نور پرتو افشان باشد.و به گرفتگی و انخساف نگراید . ایمان و اخلاص حاصل میشود . و هر گاه بر اثر پیروی از هوس منخسف گردد نتیجه آن کفر یا ریاست .این سخن از روایت کلینی –رحمه الله –از امام صادق (ع) استفاده میشود. که فرمود : میان ایمان و کفر جز کم خردی چیزیس فاصله نمی شود . گفته شد یا بن سول الله (ص)راز این سخن چیست ؟ فرمود : بنده خدا خدا خواسته خود را تزد مخلوق می برد .اگر نیتش رانزد خداوند خالص سازد . خداوند خواسته اش راودتر برآورده می کند . نزدیک به مفاد این حدیث روایتی است که برقی از حضرت ابئ جعفر (ع) نقل کرده است که فرمود: (( بین حق و باطل . جز کمی عقل چیزی فاصله نیست !)) به حضرت عرض کردند :چگونه میواند چنین باشد ای فرزند رسول خدا ؟ فرمود : ((بنده عملی را انجام میدهد که خشنودی خدا درآن است . لیکن غیر خدایرا در آن عمل اراده میکند !اگر او عمل خویش رابرای خدا خالص میکرد . به ان چیزی که از غیر خدا خواسته زودتر دست می یافت)).
نقش اخلاص و عقل
عقل نظری مرز بین حق و باطل نظری را جدا میسازد . چنان که عقل علمی . میان حق و باطل عملی را امتیاز میدهد . بنابراین .کسی که اخلاص می ورزد خردمند است .وکسی که از خرد بهره ای ندارد . اخلاص پیشه نیست . از این رو ریا میکند. چنان که خردوز ریا نیست و ریا کار . از رد بی بهره است . مدار سخن . روایتی است که ابوالفتوح رازی در تفسیر خود از حذیفه بن یمان نقل کرده است .وی گوید : از رسول خدا (ص) درباره اخلاص میپرسیدم . پیامبر (ص) فرمود :همین پرسش رااز جبرئیل نمودم . جبرئیل گفت : من هم از خداوند متعال پرسیدم .حق تعالی فرمود :(( الاخلاص سر من سری اودعه فیقلب من الحبیبته)) احلاص رازی از نهان من است که آن را در قلب آن کس که دوستش میدارم . به سپرده میگذارم.
سبب آن است که خدا یسبحان وقتی بنده سالک رادوست بدارد . او از آنچه خدای سبحان به زبان دوستش –یعنی محبوبش رسول اکرم (ص) – نازل کرده پیروی میکند . وقتی از محبوب خدا (ص) درباره اخلاص پرسیدم. پیامبر (ص) فرمود: همین پرسش رااز جبرئیل نمودم . جبرئیل گفت: من هم از خداوند متعال پرسیدم . حق تعالی فرمود: (( الاخلاص سر من سری اودعه فی قلب من اجبیبته)) :
اخلاص رازی از نهان من است که آن را درقلب آن کسی که دوستش میدارم . به سپرده میگذارم.
سبب ان است که خدای سبحان وقتی بنده سالک را دوست بدارد . او ازآنچه خدای سبحان به زبان دوستش –یعنی محبوبش رسول اکرم (ص) –نازل کرده پیروی می کند . ووقتی از محبوب محبوبیت میآورد .چنان که خدای تعالی فرمود : )قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله)بنابراین . وقتی ره پوری شایسته .محبوب خداوند گردد . تحت نوید های قرب ولایی قرار میگیرد . زیرا خداوند سبحان به کسی که با انجام دادن نوافل به او زدیک میشود و محبوب او میگردد .وعده داده اموری را عطا کند که نباید از آن غافل شد :مثلا وعده داده است که گوش بنده تقرب جو میشود تا با آن بشنود . وچشم او میگردد تا با آن ببیندو... .
از دیگر نوید ها . همان چیزی است که از حدیث حذیفه استفاده میشود که خداوند راز خویش را – که همان اخلاص است-در دل محبوب خویش به ودیعه میگذارد.
بنابراین . اخلاص که نقاشی اساسی در نیت دارد . رازی ملکوتی است که جز آن کس که خدا دوستش میدارد . کسی بدان دست نمییازد.و خداوند هیچ کس را دوستنمی دارد . جز آن کس را که با نوافل و مستحبات به او نزدیک گردد.وبا پیروی ازآثار محبوب او –یعنی رسول خدا (ص) - به تقرب جوید. همان پیامبری که با انجام داد همه مستحبات و همه واجبات به خداوند بزرگ تقرب یافته است.
بر این پایه . نیت خود رازی الهی است و جز باطی مراحلی چند .بدان نمی توان بر این پایه .نیت در برخی از این مراحل به عنوان حال غیر پایدر.و در برخی مراتب ملکه پایدار است .تا سر انجام به مرحله اخلاص که همان سر الهی است منتهی گردد.
همان طور که محب خدا .تناه وقتی از حبیب او پیروی کرد .محبوب خدا می گردد .انسان مخلص نیز آنگاه به مقام اخلاص کامل میرسدکه از کسی [پیامبر ]پیروی کند که خداوند او رابرای خویش خالص کرده است . پس او هم به مقام اخلاص محض رسیده و مخلص شده است و کسی که به این پایه از اخلاص کامل برسد و مخلص شود . دارای اوصاف و احکام و درجاتی است که شاید والاترین آن ااین آیات استفاده شود.:(سبحان الله عما یصفون *الاعباد الله المخلصین)یعنی هیچ کس توان وصف کردن حق تعالی را ندارد جز بندگان خالصشده تنها این گروه خدای متعال راآن گونه که لازمه یک شناخت شایسته است می شناسند. گرچه نتوانند به نهایت شناخت اودست یازند. رسیدن به این مرتبه از شناخت خود .دست یافتن به گنجینه ای ارجمند و شرافتی بلند است.
نیت ظاهری و باطنی
باید دانست که اهل ظاهر مطرح میکنند. همان اخطاربه ذهن است که چیزی جز وجود ذهنی نیست . وچنان که گفته شده نیت به حمل اولی است که در واقع به حمل شایع صناعی . غفلت و فراموشی است .اما عملی که برپایه ایتن نیت درخارج پدید میآید عادت است نه عبادت :زیرا این نیت . همان وجود ذهنی بی اثر است و انگیزه ایجاد نمی کند . وگرنه در ا ثنای آن شک .فراموشی .افزودن .کاستن و امثال آن .که مردم بدان ها گرتارند .راه نمی یافت .بلکه مهم در نیت برانگیخته شدن روح .از عادت به جانب عبادت است . به گونه ای که قرائت .رکوع و سجود به جا نیاورد و در وضو نشوید و مسح نکشد .جز به انگیزه آن امر قلبی .
متون دینی به ((قلب سلیم ))تعبیر میشود.چنان که کلنی –قدس سره-میگوید:راوی .تفسیر اینآیه رااز معصوم پرسید( الا من اتی الله یقلب سلیم).فرمود :قلب سلیم دلی است که پروردگارش را ملاقات میکند.ودرآن دل کسی جز خدا نباشد .سپس فرمود:هر قلبیکه درآن شرک یا شک باشد ساقط است .خداوند زهد و بی رغبتی به دنیا را خواسته است تا دلهاشان برای آخرت تهی از غیر باشد.
قطب راوندیدر کتاب لب اللباب نقل کرده است که پیامبر (ص) پرسیند: قلب سلیم چیست ؟ فرمود :دینی خالص ز شک و هویو عملی بدون پیرایه سمعه و ریا.
وقتی قلب جایگاه شماری از هدفها و غرضها باشد که دنیا دوستی آنها را گردآورده است .چگونه عمل صادر از بندهمیتواند فقط برای خدا تحقق یابد؟ و چون رسیدن به مرتبه اخلاص بسی دشوار و سخت است .به زهد و مانند آن فرمان داده شداست.
اخلاص بدان معنا که رازی از رازهای خداوند به حساب آبد.امری ذهنی و مفهومی حصولی نیست .بلکه امری خارجی و حضوری است .ازاین رو نزد خداوند سبحان مقامی بس رفیع است .وکسی به آن مقام باز نمی یابد جز آن که ردای شریف عشق و محبت را پوشیده باشد.یعنی محبوب و محشوق خداوند شود.پس ازآن که محب و دستدار خداوند بوده است.
قبلا این نکته گذشت که فوق است میان عبادت بردگان و عبادت آزمندان تجارت پیشه . و نیز بین عبادت محبان آزاد مرد :چه رسد به عبادت محبوبانو معشوقان الهی .به ویژه اگر به رتبه پاکدلان و مخلصانی ب رسند که چون تلاش و کوشش کنند و از غیر خدا به سوی خداوند مهاجرت نمایند.خدای متعال آنان را برای خود خالص میگرداند و آنان به مقام مخلصان راه مییابند. ازاینجا روح نیت و نهان آن که روح و راز عمل است.روشن میگردد.
عمل به نیت زنده است .ونیت به سر آنکه اخلاص باشد زنده است . اخلاص هم رازی از رازهایخداوند است و خدای تعالی آن را در دل کسی قرار می دهد که دوستش دارد .پاکدل خالص نیز جز خدا هیچ کس دیگر –از خود گرفته تا دیگری-رادوست نمی دارد.
روح عمل
از مله چیزه ایی که ما بهاین نکته آگاه میسازدکه ((نیت))روح خمل و قانون حاکم بر آن است. فرمایش امام صادق (ع)
است .حضرت می فرماید ):ما ضعف بدن عما قویت علیه النبیه))از این سخن استفاده میشود که عمل بدنی در بودو نبود .ناتوانی و توامندی .پیرو قصد قلبی است . محور عمل بدنی درآنچه اشاره شد نیت است .حتی بدن ناتوانی که نیت درآن قوی باشد .درعمل تواناست چنان که بدن توانمندی که نیت درآن ضعیف باشد .د عمل ناتوان است . بنابراین انسان بودنبه نیت است نه به بدن .
این حدیث از احادیث برجسته ودرخشان نقل شده از اهل بیت (ع) است در تعریف انسان گفته است ): انسان حیوان ناطق نیت کن )) است .چون اگر نیت –یعنی همان رازا سپرده شده در انسان –نباشد . انسان به نصاب لازم نرسیده و هنوز نابالغ است .
گواه دیگر براصالت نیت این است که هرگاه نیت تحقق یابد و توانمند باشد نماز .مناجات با خدا و معراج نمازگزار میشود .و هرگاه ناتوان گردد و نماز گزار از آن غافل ماند .نماز رنگ مناجات رااز دست می دهد و نمازگزار اتحقا ((ویل))می یابد . چنان که فرمود :(فویل للمصلمین *الذین هم عن صلاتهم ساهون *الذین هم براءون *و یمنعون الماعون )
نمازگزاری که نیت میکند و سعی دارد نیت او خالص باشد . نه عجز و لا به میکند و نه بخلمی ورزد.
بلکه ازجمله کسانی است که د رمال او مقداری معینی برای سائلان و محرمان است و نماز گزار فراموشکاری که نیت او با غفلت . در هم آمیخته . هم راکار استو هم از پرداخت زکات و مایحتاج خانه .خودداری می ورزد . و چه بسیار میان این دو مازگزار فرق است . مدار فرق همان حضور نیت در اول و غفلت ازآن در دومی است .نه صورت ظاهری نماز که در دو مساوی است. چنان که تفصیل آن در بخشهای بعدی خواهد آمد .
اموری که دراین بخش روشن میشود
اول . تفاوت بین نیت به معنای قصد عنوان .
دوم . اهتمام دین نیت در کتاب وسنت .
سوم .اصلت نیت و پیرو بودن عمل ازآن .
چهارم.سه قسم بودن نیت مطابق سه قسم توقف گاه های قیامت.
پنجم.صحت و درستی عبادت اسنسانی که از روی ترس از جهنم و آرزوی بهشت عبادت میکند .مانند درستی عبادت شاکر ومحب خدا.
ششم.تفائت بین بحث کلامی و فقهی و بین بحثهای عرفانی که ناظر به رازو نهان نماز است.
هفتم .راه جمع میان افضل بودن دشوارترین اعمال و بین این که نیت بهتر از عمل است.
هشتم.جدایی میان ایمان و کفر . به کم خردییا نابودی عقل است.
نهم.اخلاص .رازی خدایی است کهخداوندآن رادردل محبوب خویش قرا ر میدهد.
دهم .تفاوت میان کسی که اخلاص می ورزد و میان کسی که به اخلاص کامل رسیده است.
یازدهم . تفاوت بین نیت به حمل اولی مفهومی و بین نیت به حمل شایع وجودی.
دوازدهم.ناتوانی و توانایی بدن .تابعضعف و قوت نیت است.
باری .آنچه در دعا های شروع نماز آمده .ونیز روایاتی که شرط صحت عبادت را ولایت .توسل به اولیای الهی .مقدم داشتن آنان .پیش ازآغاز به عبادت .ذکر کرده بدین گونه که گفته شود.((اللهم انی اتوجه الیک بحمد وآل محمد اقدهم بین یدی صلاتی و اتقرب بهم الیک فاجعلنی بهم وجیها فی الدنیا و الخره ومن المقربین)).
همه اینها مطالب مهمی است که معترض شدن آن و مراجعه بهآنها و کند و کاو و فرورفتن درآنها ازحوصله این رساله خارج است و شاید برای آنها جایگاه دیگری باید در نظر گرفت.